به وب سایت
کانون عکاسان ایران
خوش آمدید
این سایت با هدف آموزش، ایجاد بستر ارتباطی مناسب میان عکاسان و ارتقاء سطح کیفی علاقه مندان هنر عکاسی فعالیت می نماید.
لطفا با ارسال نظرات ، پیشنهادات و انتقادات خود ما را در این مهم یاری نمایید.

فرازهای فرهنگی

جستجو، دیدن و ادراک سه مرحله رسیدن به بیداری است. دوربین میجوید، ذهن میبیند و قلب ادراک میکند. 

پل مارتین لستر

هنر پیش از تاریخ

دفعات بازدید: 1,590

برگرفته از کتاب پرویز مرزبان

هنر پیش از تاریخ: دوره چهارم زمین شناسی ، که

به زمان حاضر می پیوندد و شاهد یخبندانهای بزرگ بوده،«پلئیستوسن» خوانده شده است

.در این دوران دراز ، با گذشت هر چند هزار سال،سرمای کره زمین متناوباٌ شدت می یافته و یخهای قطبی تا شمال و مرکز اروپا و امریکا شدت می آمده است.بخش آخری این دوره ، که از حدود 4000تا 10000 سال قبل از میلاد دوام یافت و بشر پیش از تاریخ را در دامان خود آماده زندگی دسته جمعی و سپس ده نشینی ساخت،پارینه سنگی نام گرفته است،زیرا از این دوره ابزارها و سلاحهای ابتدایی با سنگهایی ناصاف یا تکه پرانی شده،که معلوم است نخستین مصنوع دست آدمی بوده،برجا مانده است.اما مهمتر این که از همان مردمان نقاشیها و کنده کاریهایی بر دیواره و سقف غارهایی که ظاهراٌ اقامتگاه یا پرستشگاهشان بوده مکشوف شده است.پایه اقتصادی آن افراد بر شکار و صید ماهی و گرد آوری ریشه و بر گیاهان مبتنی بوده،و عموماٌ به دوره گردی روزگار می گذرانده اند. نقاشی بر سقف و دیوار غار ، و نیز گاهی کنده کاری روی سنگ، با دوده ذغال یا سوخته استخوان مخلوط با پیه جانوران و یا با رنگیزه های کانی ،مانند گل اخرا و خاک سرخ،با نقوشی ساده و انتزاعی و بر پایه ایمانی جادویی به دو امید اجرا می شده است: یکی آنکه افراد همزیست در شکار دسته جمعی خود بر جانورانی که غذای اصلیشان را تأمین می کرد چیره شوند، و دیگر اینکه با مکرر ساختن تصاویر جانوران بر صخره ها تعداد آنها را بیشتر و نسلشان را بارورتر کنند. چنانکه معلوم است انسان صد هزار سال پیش از این آتش را در خدمت خود می داشته،و به صوت و زبانی گفتار می کرده است.قدمت هنر نقاشی و کنده کاری بر بدنه غار و صخره بیش از 20هزار سال قبل از میلاد، و کنده کاری روی استخوان چندی پس از آن تخمین شده است،که عموماٌ مشتمل بوده است بر شکلهای انتزاعی و مخطط بسیار ساده شده از هیاکل آدمیانی در حال شکار جانوران با کمان و پیکان، یا رقص دسته جمعی مردان و زنان، و یا گله های چهارپایانی چون گاو وحشی و بزکوهی و گوزن،البته با محتوایی آرمانی و جادویی که چنین نقوشی دربر می داشته اند،و بدان اشاره شد.در حد ود 12هزار سال ق.م پیشرفت بزرگی به سوی مهارت در بازنمایی تصویر و دقت در مشاهده،یعنی آنچه که در عالم هنر تجسمی واقع گری خوانده شده است-برای آن مردمان حاصل شد،که نمونه های بارز آن شکلهای شبیه سازی شده و برجسته نما و رنگین، گاو وحشی و گوزن بر سطح صخره های غار آلتامیرا در شمال اسپانیا، و نیز آثار مکشوف در فون دو گوم فرانسه است.غیر از اینها از دوره پارینه سنگی تمثال و پیکره زن در مفهوم رمزی مادر و زاینده،و صنمک ها-یا رب النوع های کوچک اندام- از جمله ونوس ویلندورف مکشوف در کنار رود دانوب،با قدمت تخمینی 15 هزار سال قبل از میلاد،و نیز کنده کاری و نقاشی صخره ای در مغرب دریای خزر و ناحیه لرستان و غار لاسکو در فرانسه بر جا مانده است،با این ویژگی که مشاهده می شود در پاره ای موارد نقش جانوری یا انسانی بر روی نقش زیرین به دفعات اجرا شده است. در پایان ذکر این نکته لازم است که اگر دوره پارینه سنگی در ناحیه ای چون بین النهرین حدود کمتر از 8 هزار سال ق.م به پایان رسید،در میان اقوام بدوی یا به دور مانده از کاروان تمدن ، چون اسکیمو ها یا بومیان استرالیا، دوره پارینه سنگی تقریباٌ با همان خصوصیات ابزار و اقتصاد و معیشت خود تا زمان متاُخری چون قرن نوزدهم میلادی استمرار یافته و برجای ماند. از حدود 8هزار سال قبل از میلاد دوره تازه ای به نام نوسنگی آغاز می شود، با این تحول که انسان ابزار مورد استفاده خود را با سنگ صیقل خورده می سازد.در این دوران بود که بشر به کشاورزی و دامداری دست یافت و به تبع آن زندگی ده نشینی در پیش گرفت، و به ساختن خانه هایی گرد هم برای زیستن به طور دسته جمعی ، یا تعبیه کردن جایگاه و انباری برای ذخیره کردن محصولی که از کشت غلات به دست می آمد،پرداخت. حتی مشاهده می کنیم که او حدود 7هزار سال ق.م در شهر اریحا دیوار و قلاع سنگی برای دفاع از محل سکونت و معیشت خود برپا کرده بوده است،و تا حال حاضر این کهنسالترین استحکامات ساخته شده به دست آدمی شناخته شده است. در دوره نوسنگی علاوه بر ساختن ابزار و سلاح ، مانند نوک پیکان و تیغه چاقو و تبر و سنبه با سنگ صیقل خورده،صنعت سفالگری رنگی یا منقوش با دست،شامل کوزه و ظرف و پیاله و آبدان و نیز پیکره های کوچک اندام و مهرهای چهارگوش برجسته کاری با گل صورتگری یا خاک رس نرم نیز معمول شد.آثار سفالگری دوره نوسنگی در بین النهرین و جنوب غربی ایران از هزاره هفتم ق.م،در مصر از هزاره پنجم،و در اروپا از اواخر هزاره پنجم ق.م برجا مانده است. مرکز دیگر پیدایی و گسترش تمدن نوسنگی در آسیای شرقی و جنوب شرقی(تایلند)بوده است.در چین از هزاره چهارم ق.م نوسنگی با ساختن سفالینه ها از گل رس نرم و با نقوش هندسی بر روی زمینه ای سرخ رنگ،و یا به رنگ سیاه ساده و صیقلی،آغاز شد.از اوایل هزاره دوم(حدود1750ق.م) که سلسله پادشاهی شانگ بر اقوام وحدت یافته خطه هونان و دره هوانگ هو(زرد رود واقع در شمال شرقی خاک چین) حکومت یافت،ساختن پیکره ها و ظروف و اشیاء مفرغی نیز معمول شد، که عموماٌ مصرف آئینی یا تدفینی داشتند. معماری چین در آن زمان مشتمل بود بر محصور کردن دهکده یا قرارگاه با دیوار گلین،و ساختن خانه هایی گرد یا مستطیل.آداب تدفینی پرتفصیل در میان چینیان معمول بود،و بسیاری از مصنوعات و مفرغینه های ایشان از درون مقابر شاهی به دست آمده است.همچنین،در آغاز پادشاهی شانگ(حدود 1700 ق.م) نوعی خط«صورتنگاشت» در مرحله ای ابتدایی میان چینیان رواج یافت. در دره سند از هزاره چهارم قبل از میلاد سفالگری رنگین منقوش به اشکال جانوران متداول ، و بعداٌ نیز نوعی خط صورتنگاشت اختراع شد. آثار مکشوف در خاور نزدیک و بین النهرین و جنوب غربی و مرکز ایران،مانند راس شمره،حسونا،تپه حلف،ارپاچیه(در عراق)،شوش و تپه سیلک نشان می دهد که تمدن نوسنگی در نواحی واقع در شمال خلیج فارس تا سوریه(با بخش معروف به هلال بارور) در آغاز هزاره ششم ق.م از جهت انواع سفالگری و پیکرتراشی و شهرسازی و نیز صنایع نساجی به اوج کمال خود رسید.در این منطقه نوسنگی که زود تر آغاز شده بود،پیش از اوایل هزاره چهارم ق.م،یعنی بسی زودتر از نواحی دیگر،به پایان رسید.و تمدن قدم به مرحله نوینی گذاشت که دوره مس و سنگ یا در واقع مرحله ابتدایی عصر مفرغ شناخته شده است. (دوره مس و سنگ) در واقع ، مرحله کوتاه عمر آغاز به کارگیری مس بود که بعداٌ به کشف مفرغ-ترکیب مس و قلع-و سپس آهن منتهی شد، و بهتر است از جهت سهولت،به طور کلی همان عصر مفرغ نامیده شود.در این مرحله باز مشاهده می کنیم که وقتی مس مورد استفاده قرار می گیرد تا چندی به موازات آن پاره ای مصنوعات با سنگ صیقل خورده به شیوه پیشین نیز ساخته می شود،که نامگذاری مس و سنگ بدان اعتبار است. در خاور نزدیک دوره نوسنگی ح.4300 ق.م با استقرار تمدن « عبید»(بین النهرین جنوبی) به پایان رسید. در دره نیل از اوایل هزاره چهارم ق.م نوسنگی پایان گرفت و تمدن تکامل یافته تر «بداری» با کشاورزی و معماری شهری و فلزکاری و سفالگری و پیکرتراشی و صنایع نساجی و بوریا بافی و خط صورتنگاشت برجای آن نشست.در ایران عصر مفرغ از 3000ق.م آغاز شد.در چین و دره سند،و در تمدن های جزایر یونان و کشور روم و دیگر سرزمینهای اروپا ، دوران مفرغ از اوایل هزاره دوم ق.م به ظهور رسید. از پایان دوره نو سنگی اروپا،بقایای معماری معروف به خرسنگی در کارناک(فرانسه)و سالزبری(انگلستان)برجا مانده که ساختمانهایی بوده است به شکل گرد یا چهارگوش با قطعات بسیار بزرگ و سنگین مستطیل شکل از سنگ قواره که چون پایه های قائم بر پا می ایستاده، و قالبسنگهای مستطیل باریکتر و سبکتر که چون نعل درگاه(یا سنگ افقی سر در)بر روی آنها می خوابیده است،و هدف احتمالاٌ بنای پرستشگاهی بوده برای برپا داشتن آئینی مبتنی بر خورشید پرستی. تمدن های بومی امریکا که طی سه قرن اخیر بیشتر مورد شناسایی قرار گرفته اند،عبارتند از سه تمدن بزرگ و پیشینه دار به شرح زیر:«آزتک» در مکزیکو.«مایا» در یوکاتان و مکزیکوی جنوبی و گواتمالا، و«اینکا» در پرو و بولیوی.و همینها بودند که در فاصله سالهای 1520 تا 1542،با تسلط یافتن اسپانیایی ها بر امریکای مرکزی و جنوبی،به دست آن استعمارگران قلع و قمع شدند و ماهیت قومی خود را از دست دادند،چه بسیار آثار هنری و طلای ناب و نفایس شان بود که به غارت رفت. از جمله آثار مهم باقیمانده از این تمدن ها سنگتراشیهای درشت و خشن با تصاویر و نقوش درهم آدمی و جانوری، و پیکره های سنگی به اشکال انتزاعی بسیار ساده شده و مبتنی بر عقاید دینی آن اقوام است که اخیراٌ از جهت محتوا و ارزش هنریشان مورد توجه و بررسی بسیار قرار گرفته اند.از آن مهمتر پرستشگاه های سنگی بزرگ به شکل هرمی چند اشکوبه و پله دار-گاهی به بلندی 70 متر-است که تمثال های سنگی و سفالین خدایان در بخشهای کوچک و محصوری از آنها نگهداری می شد.و شکل عمومی شان از جهاتی یاد آور ز کوره های آجری بین النهرین است،و از جهاتی دیگر به اهرام پلکانی مصر شباهت دارد،بی آنکه محتوا و کاربرد دینی آن پرستشگاهها یکی بوده باشد. در مورد خاستگاه و پیشینه بومیان امریکا،یا همان بنیانگذاران تمدنهای نامبرده،باستان شناسان با تکیه بر آخرین پژوهشها و مدارک،و در میان تردید و تیرگی بسیار،برای نتیجه گیریهای زیر اعتبار بیشتری قایل شده اند:1-قاره امریکا زادگاه نژاد یا نسلی از بشر نخستین نبوده است.2- نخستین ساکنان امریکا مهاجرانی آسیایی از مردم شمال چین بودند که از راه زمینی سیبریه و باریکه خشک برینگ،که در آخرین یخبندان دوره پلئیستوسن یعنی بیش از ده هزار سال ق.م از سطح آب بیرون بوده و چون پلی آسیا را(از انتهای شمال شرقی سیبریه)به آلاسکا(در انتهای شمال غربی کانادا)متصل می ساخته است،وارد امریکای شمالی شدند و از آنجا که متدرجاٌ رو به مرکز امریکا پیشروی کردندتا سرانجام در نواحی امریکای مرکزی و بخشی از شمال امریکای جنوبی مستقر گشتند.این مردمان از هزاره دهم تا هزاره سوم ق.م چون شکارگران و آذوقه گردآدوران،دوره پارینه سنگی خود را با کندی تمام،و بدون پیشرفت قابل ذکر در زمینه های اقتصادی و هنری و صناعی،گذراندند،و از هزاره سوم و دوم ق.م(به تفاوت در مراکز مختلف )وارد در مرحله نوسنگی شده به کشاورزی و دامداری پرداختند،و آثار سفالین تکرنگ و پیکره های خرسنگی و کنده کاری بر سنگ،با مضامین و نمودگارهای دینی،و پرستشگاهها و پشته های تدفینی و خانه هایی همشکل به وجود آوردند. از 200میلادی به بعد دوره تعالی فرهنگ و هنر آن اقوام آغاز شد و دولتشهرهایی توانا و توانگر با معماری شکوهمند و پیکرتراشی و نقاشی دیواری،و سنگ مزارهای منقور به نقوش درشت،و انواع سفالینه های چند رنگ،و نیز زیور آلات و اشیاء زرین فراوان و کنده کاریهای روی یشم سبز،به وجود آمد.این اقوام تا سال 1520 ق.م در تعالی فرهنگی و هنری خود باقی ماندند،و از آن پس بود که تهاجم اسپانیایی های استعمارگر بساط گسترده آن تمدنها را درهم نوردید.

تهیه و تنظیم : پگاه مشتاقی

نویسنده مقاله: 
پرویز مرزبان

دیدگاه جدیدی بگذارید